تبليغاتX
*** تمام اميدم را در سبدي از گل و مهر بر در خانه ات نهاده بودم به نشانه دوستيمان وقتي از آنجا رد شدي و بي اعتنا گذشتي گلدان دوستيمان خود به خود افتاد و شکست گلهاي ياس روي ديوار خانه دوستيمان همه پژمرده شدند. تا چشم باز کردم، ديدم نه از آن کوچه خبري هست و نه از عشق... با خودم گفتم، راستي بين يک کوچه ي بن بست با عطر گلهاي ياس که بوي عشق ميدهد با يک دنياي پر از هياهوي بيگانگي يک قدم فاصله نيست و چقدر غم انگيز است فراموش کردن تمام اين دوستي .. *** ***** ***** بی ترانه - لیلا
زیرسوسوی چراغ چشم توخاطرات مرده روخواب میکنم به خیال شعرچشمات دلموخاک میکنم

سلام به همه ی اونایی که میدونم قلبشون به وسعت یه دریاست و نگاهشون یه اسمون ستاره داره

واسه چیدن

خیلی وقته توی این وبلاگ راحت حرفم و نزدم خواستم جای اینکه یه مدت برم و به روز نشم دلیلشو

 بگم میدونید این روزا هر کسی یه مدت به روز نمیشه واسه چیه ...... امتحانات میان ترمم شروع

 شده باید بشینم حسابی دور درسام اخه اگه خدایی نکرده .....................دیگه هیچی

نت رو تعطیل نمیکنم میام اما تا یه مدت وبلاگ  به روز نمیشه

راستی یه چیزی که خیلی مهمه و باید بگم و قبلا هم گفتم این شعر ها رو واسه شخص خاصی

نمینویسم ....پس یه وقت خدایی نکرده فکر نکنید که.................اره دیگه

نه از این خبرا نیست مطمین باشید  اگه یه روز قرار باشه از یه نفر خوشم بیاد عاشق اونی میشم

که با معرفت باشه و نذاره بره 

                                            امیدوارم که زیر بارون عشق یه عالم خاطرات خوب بردارید

                     

 

مثل شمعم ولی سوختن ندارم

مثل اشکم که باریدن ندارم

هوای غربت خیس چشاتو

دیگه اینروزا تو قلبم ندارم

دیگه واسه نگات جایی ندارم................

                    بدون باور بکن  دوست ندارم ...........دوست ندارم...........

                    

             

 

+ برگی از خاطرات در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 8:27  از دست نوشته های  لیلا  | 

 
******** *********** هر گونه کپی برداری از نوشته ها تنها با اجازه ی نویسنده ی ان مجاز می باشد ***