تبليغاتX
*** تمام اميدم را در سبدي از گل و مهر بر در خانه ات نهاده بودم به نشانه دوستيمان وقتي از آنجا رد شدي و بي اعتنا گذشتي گلدان دوستيمان خود به خود افتاد و شکست گلهاي ياس روي ديوار خانه دوستيمان همه پژمرده شدند. تا چشم باز کردم، ديدم نه از آن کوچه خبري هست و نه از عشق... با خودم گفتم، راستي بين يک کوچه ي بن بست با عطر گلهاي ياس که بوي عشق ميدهد با يک دنياي پر از هياهوي بيگانگي يک قدم فاصله نيست و چقدر غم انگيز است فراموش کردن تمام اين دوستي .. *** ***** ***** بی ترانه
زیرسوسوی چراغ چشم توخاطرات مرده روخواب میکنم به خیال شعرچشمات دلموخاک میکنم

من اخرین التماسم را بر روی یادگاری گلبرگ های دفتر خاطراتت نقاشی کشیده ام

به تنهایی عادت کرده ام ولی هنوز چشمانم بهانه ات را میگیرد و دلم هوایت را

میخواهد

از اسمان خسته ام و از بغض های فرو خورده اش شکسته تر

تو معنای اخرین التماسم را میدانی

تو برایم دریایی

دریایی که هیچ گاه طوفانی نخواهد شد

و من قایقی هستم که همیشه ارزوی غرق شدن در اغوشت را خواهد داشت

تو صدای بارانی

گوش کن

نم نم به شیشه می بارد

دوست دارم اینبار بدون چتر در باران قدم بزنم

ولی بی تو از تنها بودن میترسم

از با تو بودن هم میترسم

میترسم درون دست ثانیه ها گم شوم

میترسم لحظه ای چشمانم را باز کنم و تو را نبینم

میترسم تو را میان یک دنیا خاطره جا بیندازم

میترسم تو را در لجظه هایم فراموش کنم

قول بده که اینبار دستانم را

برای گرفتن هیچ دستی رها نکنی

قول بده که خاطراتم را اینبار با هر بهانه ای سیاه نکنی

قول بده

قول بده دیگر مرا هیچ گاه گم نکنی.......

ق                  و

 

+ برگی از خاطرات در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 13:41  از دست نوشته های  لیلا  | 

 
******** *********** هر گونه کپی برداری از نوشته ها تنها با اجازه ی نویسنده ی ان مجاز می باشد ***